- 29 ربيع الاول 1439 - 26 آذر 1396 - ساعت 13:32
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 43147
تعداد مشاهدات : 8151

جامعه اخلاقي با كدام عقلانيت سازگار است؟

جامعه اخلاقي با كدام عقلانيت سازگار است؟

 

بسمه تعالی

 

جامعه اخلاقي با كدام عقلانيت سازگار است؟

 

الف) پاره‌اي از روشنفكران معاصر اظهار داشته‌اند كه «جهان اسلام، نيازمند تجديد تجربه اعتزال است، زيرا تفكر اشعري‌گري غلبه يافتن و باب محاجه و استدلال بسته شده و تجديد تجربه اعتزال، پادزهري در برابر تفكر نصي و قدرتي است! وقتي خداوند عقل داده است، يعني اينكه عقلت را به كار بينداز. مهم‌ترین كار عقل هم «پرسيدن» است. خوراك عقل حجت است و توليدش پرسش مي‌باشد. كسي كه حجت نمي‌خورد و پرسش هم توليد نمي‌كند، واجد عقل نيست. او عقلانيت را فراموش كرده است. خداوند راه داده، پس حق ما آدميان است.»[1]

ب) سخن ما اين است كه مدعاي فوق صغروياً و كبروياً مخدوش است، زيرا: اولاًَ: در جامعه ما هم اينك باب محاجه و استدلال هرگز مسدود نيست، بلكه اين همه نشريات و مكتوبات كه هر روز در جامعه منتشر مي‌شوند و نيز وجود سايت‌هاي اينترنتي، كانال‌هاي صوتي و تصويري و ديگر رسانه‌ها و . . . همگي بهترين شاهد بر وجود ابواب مختلف براي محاجه و استدلال است. ثانياً: تجربه اعتزال تجربه موفقي نبوده تا نا ان را تجربه كنيم و چنين نيست كه براي رشد عقل و خرد و مفتوح شدن باب محاجه و استدلال و خردورزي، نيازي به تجديد تجربه اعتزال باشد. انديشه معتزليان در مقايسه با تفكر شيعي، سخت چوبين و نااستوار است. تفكر ناب تشيع كه عقل و وحي را در كنار هم مي‌بيند، اگر به درستي از غبار غلو و خرافه و . . . پيراسته و پاك شود و چنان‌ كه بزرگاني همچون حضرت امام خميني (ره)، علامه طباطبايي (ره) و شهيد مطهري (ره) آن را مطرح مي‌نمودند، عرضه گردد، هيچ نيازي به گرايش‌هاي اعتزالي نيست.

ج) تفكر نصي و قدرتي در تئوري امامت شيعي، جداي از استدلال و محاجه نيست. از قضا تئوري ولايت فقيه كه محصول انديشه امامت و ولايت شيعي است، پيش و بيش از آن كه مبتني بر ادله نقلي و اخبار و احاديث باشد، متكي بر استدلال‌هاي عقلي است. و پرسيدن و پرسش گری – صد البته – توليد عقلي است و نشانه رشد و تعالي خردورزي است، اما اين نكته نيز نبايد مغفول افتد كه پرسش و سؤال هم بر دو گونه است: مايه‌دار و بي‌مايه! بي ريشه و با ریشه! حقیقی و مجازي! تصنعي و طبيعي! هوسناكانه و حقیقت‌گویی! كسي كه سؤال مي‌كند، اما حوصله شنيدن و خواندن جواب را ندارد، سائل حقيقي نيست! كسي كه براي سؤال خودش خيلي اهميت و ارزش قائل است، اما براي پاسخ مجيب، اهميت و ارزش قائل نيست، هنوز در بند نفس است و از كمند انانيت و غرور رهايي نيافته است.

د) آن‌ها كه به جاي «جامعه مدني» شعار «جامعه اخلاقي»،[2] سر مي‌دهند، بايستي خود از نخستين كساني باشند كه شرايط جامعه اخلاقي را رعايت نمايند. كسي كه گويا همواره به مقام خدايي خود مي‌انديشد و نگاهش به ديگران همواره نگاه عاقل اندر سفيه است و فقط بر طبل حرف و سخن خود مي‌كوبد و هر رأي و انديشه‌اي را كه بر خلاف نظر خويش ببيند، بر خطا مي‌داند و در اذهان مخالفين خود، همواره مانعي براي فهميدن مي‌پندارد و . . . چگونه مي‌تواند حقيقتاً از «جامعه اخلاقي» سخن بگويد و ملتزم به احكام و مقررات آن باشد؟!

امروزه نه «جامعه مدني» [Civil Society] به مفهوم غربي‌اش چنان كه هابز  و جان استوارت ميل و ديگران گفته‌اند مشكل ما را حل مي‌كند و نه «جامعه اخلاقي» مبتني بر عقلانيت بشري! اينان كه جامعه اخلاقي را از يك سو و عقلانيت بشر را از سوي ديگر تبليغ و مطرح مي‌كنند، آيا نبايد پاسخ اين سؤال را بدهند كه بالاخره تعريف عقل و عقلانيت چيست؟ دكارت به حق مي‌گويد كه هيچ كس از نقصان عقل خود به خدا شكايت نمي‌برد، يعني همگان خود را عاقل و برخوردار از عقلانيت مي‌دانند! سؤال من از اين روشنفكران مدعي عقل و عقلانيت و جامعه اخلاقي اين است كه تعريف شما از عقل و عقلانيت چيست؟ اگر مقصود شما همان عقلانيت بشري غربي است كه متأسفانه بايد بگوييم اين عقلانيت، حاصل و محصولي جز خضوع و ذلت آدمي در برابر غرايض ناسوتي و شهوات و کشش‌های پست مادي و حيواني به دست نداده است. انصافاً بايد پرسيد كه غرب امروز از فلسفه‌ها و انديشه‌هايي چون اومانيسم (Humanism)، ماترياليسم (Materialism)، اگزيستانسياليسم (Existentialism) و گرايش‌هايي همچون مدرنيسم (Modernism) و پست‌مدرنيسم (Postmodernism) چه طرفي بسته است؟ آيا جامعه امروز غرب كه بر اساس عقلانيت و خرد مدرن استوار است، جامعه‌اي اخلاقي است؟! جامعه اخلاقي – به نظر ما – جز بر پايه عقلانيت ديني استوار نمي‌گردد و عقلانيت ديني، چيزي جز هم‌دوشي عقل و وحي نيست.

 


[1] ر.ك: بازتاب انديشه، شماره 30 ص7 و 10

[2] ر.ك: بازتاب انديشه، شماره 30 ص 22

 


بالای صفحه اصلی