- 28 محرم 1439 - 26 مهر 1396 - ساعت 3:29
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 43137
تعداد مشاهدات : 7248

سخني در ضرورت طرح و تبيين عقل در مباحث خارج اصول

عقل و متون ديني

بسمه تعالی

عقل و متون ديني

‍[سخني در ضرورت طرح و تبيين عقل در مباحث خارج اصول]

 

کتاب، سنت و عقل هر سه از منابع ديني ما محسوب می‌شوند. يکي از سوالات مهم در حوزه مسائل دين پژوهي اين است که مراد از «عقل منبع» چيست و اين عقل، عقل کيست؟! مراد از کتاب، معلوم و مشخص است يعني قرآن. و مراد از سنت نيز مجموعه احاديث و اخباري است که از قول و فعل و تقرير معصومان عليهم السلام حکايت می‌کنند. اين دو يعني کتاب و سنت، اموري هستند که به ما مربوط نمی‌شوند و از آن ما نيستند و لذا نمی‌توانیم بگوييم: «کتاب ما» و «سنت ما»! اما در مورد «عقل» چنين نيست و ما ادعا می‌کنیم که «عقل» داريم و لذا تعبير «عقل ما» تعبير درستي است و از قضا هر فردي مدعي است که من داراي قوه «عقل» هستم و لذا تعبير «عقل من» تعبير غلطي نيست!

    حال مسئله اين است که مراد از «عقل» در کنار «کتاب و سنت» عقل کيست؟ در حالي که هرگز اين سوال را مطرح نمی‌کنیم که مراد از «کتاب»، کتاب کيست و يا مراد از «سنت»، سنت کيست! روشن است که مراد از «کتاب» کتاب خداست و مراد از سنت، سنت معصوم عليه السلام است.

اين سوال و مشکل، وقتي حساس‌تر و پیچیده‌تر می‌شود که به اين نکته توجه نماييم که فهم ما از کتاب و سنت، غير از خود کتاب و سنت است و به خود ما مربوط می‌شود و لذا تعبير «فهم من» نيز تعبير درستي است. برخلاف تعبير «کتاب و سنت من» که تعبير غلطي است. درستي دو تعبير «فهم من» و «عقل من» حاکي از اين نکته است که اين دو غير از کتاب و سنت‌اند. از سويي، هرکس بخواهد به کتاب و سنت برسد جز از مسير «فهم» نمی‌تواند عبور کند؛ چرا که هيچ کس نمی‌تواند ادعا کند که کتاب همان گونه که بر پيامبر صلي الله عليه و آله وحي شد، بر من نيز وحي می‌شود و يا سنت همان گونه که در نفس معصوم عليه السلام معلوم است، بر من نيز معلوم و آشکاراست! از سويي، «فهم» اعم از «عقل» است و در مواردي جز عقل نيست. در نتيجه، در بسياري از موارد، فهم کتاب و سنت چيزي جز به کارگيري عقل در فهم اين دو نيست و اگر عقل را به معناي مطلق ادراک انساني - طبق يک اصطلاح عام - بگيريم، هميشه فهم کتاب و سنت با «عقل» است! يعني منبعيت کتاب و سنت براي ما وقتي است که از مجراي عقل عبور کنند تا ما آن‌ها را بفهميم و الا کتاب و سنتي که مفهوم نباشند، حجيت و منبعيتي براي ما ندارند. اين جاست که مسئله شناخت و تعريف «عقل» به عنوان يکي از منابع فقه و دين شناسي حساسيت و اهميت بیش‌تری پيدا می‌کند؛ چرا که مسير فهم متون ديني است و کتاب و سنت هم اگر بخواهند فهميده شوند بايستي از اين مسير بگذرند و با اين تحليل می‌توان گفت که نهایتاً دين و فقه، يک منبع اساسي و نهايي بیش‌تر ندارد و آن «عقل» است!

طرح اين گونه سوالات و مباحث، ضرورت پرداختن به مباحث هرمنوتيک و تفسیر متون ديني در حوزه علم اصول را دوچندان می‌کند. از آنجا که فقه و دين شناسي ما عمدتاً بر پايه متون ديني استوار است و ما بیش‌تر «متون محور» هستيم تا «مفسر محور»، از اين رو لازم و ضروري است که مدرسان اصول در حوزه‌های علميه، به ويژه در سطح خارج، به اين گونه مباحث بپردازند و به نقد و بررسي آرا و انظار همت گمارند. امروزه ضرورت تام دارد که به نقدها و دیدگاه‌های کساني همچون ابوريه در «اضواء علي السنه المحمديه» توجه تام شود و نيز افکار کساني چون «شيخ محمد عبده» مورد نقد و بررسي قرار گيرد و سخنان مفسراني همانند رشيد رضا در «المنار» مورد مداقه بيشتر واقع شود. جاي شگفتي است که اصحاب حديث اين همه به بحث‌های سندي و نقد و بررسي اسناد متون می‌پردازند اما از بحث‌ها و نقدهاي دلالي و متني غافلند. «دارالحديث» بايد مکاني باشد که هم به مدلول و مفهوم روايات و احاديث بپردازد و هم به اسناد و مدارک آن‌ها. امروزه کساني همچون «حسن حنفي» تلاش وافري براي استفاده از دانش‌های جديد جهت تعريف متدهاي نوين در نقد عقلي احاديث و روايات دارند. او در مقاله «من نقد السند الي نقد المتن» معتقد است که نقد عقلي روايات و اخبار بايستي در دو مرحله انجام گيرد: دخالت عقل در علوم نقلي محض - تبديل علوم نقلي محض به علوم عقلي محض. وي می‌گوید نمونه اين کار در علم کلام و اصول فقه و عرفان صورت گرفته و اينک جا دارد که در حديث و تفسير و فقه و سيره نبوي نيز صورت گيرد. حرکت از نقد سند به سوي نقد متن از ديدگاه «حسن حنفي» به معناي کوشش براي تبديل علم حديث به علمي «عقلي - نقلي» با استفاده و بهره گيري از علوم انساني و اجتماعي جديد از قبيل زبان شناسي، ادبيات، فلسفه، روان شناسي، اقتصاد، حقوق، سياست و... است.  به نظر می‌رسد، صاحب‌نظران و کارشناسان معارف اسلامي ضرورتاً می‌بایست به اين مهم بپردازند و دیدگاه‌های خود را در اين زمينه روشن کنند. والسلام

 


بالای صفحه اصلی