- 28 محرم 1439 - 26 مهر 1396 - ساعت 3:23
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 43136
تعداد مشاهدات : 7898

1 ترجمه علوم اسلامی به زبان‌های مورد نیاز

ترجمه علوم اسلامی به زبان های مورد نیاز

بسمه تعالی

این مختصر، به درخواست سمینار « نویسندگان علوم و معرف اسلامی» که به همت سازمان تبلیغات اسلامی قم و پژوهشکده باقرالعلوم (ع) در دی‌ماه 69 برگزار گردید، فراهم شد.

 

ترجمه علوم اسلامی به زبان‌های مورد نیاز

 

مقدمه

«قلم» چشمه است، آن را نخشکانیم. «قلم» چشم است تا قدم از قدم برداریم و پیش پایمان را ببینیم، آن را کور نکنیم.

«قلم» عصاست، نه فقط برای پیران که همگان بدان تکیه می‌کنند. قلم، تنها عصای دست نیست، فرهنگ و اندیشه، تفکر و فرهیختگی همه بر این عصا تکیه کرده‌اند. این عصا را نشکنیم. «قلم» زبان است، سخن می‌گوید، جنبش دارد، حیات قلم را نگیریم.

«قلم» مقدس است، باید به داد قلم‌زنان رسید. قلم در مصحف کریم، تکریم شده است. هشدار که دستِ قلم را به‌ جای قلم‌زن قلم نکنیم!

*             *             *

ضرورت ترجمه

امروزه همه جهان همچون یک  خانه است و کشورها هر یک اتاق‌های این خانه محسوب می‌شوند. رسانه‌های خبری، نشریات، روزنامه‌ها، کتاب‌ها همچون برق جابجا می‌شوند. فرهنگ‌ها، افکار، حرف‌های تازه، دستاورد‌های علوم چونان باد به سرعت می‌روند و در هر جا نفوذ می‌کنند. اندیشه‌ هرگز جا و مکان ندارد. حرف و سخن تازه همین که از دهان خارج شد پای رفتن به هر جایی را دارد.

وسایل ارتباطی به‌ گونه‌ای است که به خوبی و به راحتی می‌توان پس از فقط چند دقیقه از انتشار کتاب در شرق عالم، آن را در غرب عالم مطالعه کرد و یا بالعکس.

این همه ما را می‌خوانند که نهضت ترجمه را بیش از پیش جدی بگیریم. آستین‌ها را بالا بزنیم و چون نویسندگان و مترجمان پیشین که فرهنگ و فلسفه مغرب زمین را به جهان اسلام آوردند و آن را از زبان لاتین به عربی ترجمه کردن، اینک بار دیگر ما اندیشه و فرهنگ و فلسفه خود را به جهانیان، به ویژه مغرب‌زمینیان عرضه کنیم و این رسالت بزرگ بر دوش حوزه‌های علمیه است که به خصوص در رشته‌های مختلف فلسفه، منطق، علوم انسانی اعم از حقوق، اقتصاد، سیاست، دانش مدیریت، روانشناسی، جامعه‌شناسی و . . . ابتکارات و نوآوری‌های علمی خود را در قالب‌های جدید و به زبان روز به دنیای علم و اندیشه عرضه کنند. اگر حوزه‌ها در این راه اقدامی ‌نکنند، از چه سازمان و مرکز علمی دیگری باید انتظار داشت که در این راه قدمی بر داردند؟

 

زبان مبدأ و زبان مقصد در ترجمه

از نخستین ضروریات در کار ترجمه تسلط بر زبان مبدأ و مقصد است. مترجم قوی کسی است که هم زبان کتاب و متن مورد ترجمه را خوب بداند و هم به زبان مقصد یعنی زبانی که می‌خواهد متن را به آن برگرداند آشنایی کامل داشته باشد.

در حوزه‌های علمیه از آنجا که متون اصلی و عمده در علوم الهی به زبان عربی است ضرورتاً و در حد لزوم و نه کافی روی ادبیات عرب کار می‌شود. امروزه به نظر می‌رسد که حداقل عده معدودی بایستی به طور متمرکز روی زبان‌های دیگر به ویژه انگلیسی کار کنند در حدی که به راحتی بتوانند متون انگلیسی را بفهمند و از آن‌ها استفاده کنند. بنابراین برای اینکه ما بتوانیم مطالب و دانش‌های خودمان را به زبان‌های دیگر به جهان عرضه کنیم قدم اول این است که از نظر آشنایی و تسلط به زبان به حدی برسیم که متون علمی آن‌ها را به سهولت درک کنیم. و اما برگردان متون علمی ما به زبان‌های دیگر کاری بسیار مشکل‌تر و پیچیده‌تر از کار نخست است. البته شاید سخت برخی که معتقدند اصلاً ترجمه یک اثر فرهنگی کاری ناممکن است سخنی به گزاف باشد، اما از سویی گویای این حقیقت است که در ترجمه علاوه بر آشنایی به زبان مبدأ و مقصد، آشنایی با فرهنگ و فضای فکری نویسنده نیز ضرورت دارد.

 

عنصر «فهم» در ترجمه

یک مترجم زبردست و توانا علاوه بر آنکه در زبان مبدأ و مقصد بایستی مهارت و تسلط لازم را داشته باشد، پیش از آن بایستی در فهم متن مورد ترجمه موفق باشد. مترجمی که می‌خواهد یک متن فلسفی را مثلاً از زبان فارسی یا عربی به  انگلیسی برگردان کند، به صرف دانستن زبان فارسی، عربی و انگلیسی نباید و نمی‌تواند اقدام به چنین کاری کند. اشکال عمده‌ای که امروزه در بسیاری از ترجمه‌های ما وجود دارد ناشی از همین است. انگلیسی یا عربی دانستن غیر از دانستن فیزیک، شیمی، فلسفه، حقوق و . . . است.

مترجم بایستی قبل از ترجمه مقصود مؤلف را هضم کند و تا این انجام نشود، ترجمه صورت نخواهد گرفت. در جایی دیدم که کسی پس از مطالعه ترجمه کتابی نوشته بود: "علیرغم مساعی مترجم محترم، اینجانب مقصود مؤلف را فهمیدم!" اگر مترجم یک متن علمی خود دستی در آن علم نداشته باشد، جز این نتیجه نخواهد داد. ترجمه صرفاً برگردان و ردیف‌کردن واژه‌ها و لغات و ترکیبات و دستی به سر و صورت آن‌ها کشیدن نیست؛ همچنان که صرف سوار کردن آجر و آهن و سیمان و گچ و دیگر مصالح ساختمانی، بنایی محکم و قابل سکونت به ما نمی‌دهد. صرف کنار هم چیدن مصطلحات فلسفی در ترجمه یک اثر فلسفی نیز نمی‌تواند ما را با مقصود مؤلف آن اثر آشنا سازد.

 

بیگانگی غرب نسبت به معارف اسلامی و ضرورت ترجمه

در سفری که اخیراً –آبان 1369- به مدت یک‌ ماه به کشور کانادا داشتیم از نزدیک دریافتیم که واقعاً بسیاری از متفکران و فیلسوفان مغرب‌زمین از فرهنگ و معارف اسلامی ما بی‌خبرند و حتی بسیاری از اصطلاحات علمی در عین حال ساده که معارف ما برای آن‌ها بسیار تازه و غامض می‌نماید. در کنفرانسی که پیرامون موضوعات فلسفی در 27 تا 29 اکتبر مطابق 5 تا 7 آبان 69 در شهر نیویورک برگزار شد، وقتی دو مسئله مهم و معروف در فلسفه ملاصدرا (ره) یعنی «اصالت وجود» و «حرکت جوهریه» به زبانی بسیار ساده مطرح شد، برای همه حضار که خود از اساتید فلسفه دانشگاه‌های آمریکا، کانادا و . . . بودند بسیار تازگی داشت و موجب شگفتی آنان شد. در کانادا نیز با برخی از دانشگاه‌ها و مراکز علمی مثل دانشگاه مک‌گیل در مونترال و دانشگاه تورنتو در شهر تورنتو تماس داشتیم. با برخی از اساتید فلسفه در دانشگاه‌های آمریکا نیز کلاس و بحث و گفتگو داشتیم و از نزدیک شاهد بودیم که بسیاری از حرف‌های ما برای آن‌ها جالب و تازه بود به گونه‌ای که خود بدان  اعتراف می‌کردند و صریحاً می‌گفتند که تا کنون به این نکات و مطالب نرسیده بودیم. این‌ها همه حاکی از آن است که مراکز علمی ما به خصوص حوزه‌های علمیه نتوانسته‌اند متون علمی و تحقیقی خود را در سطوح بالا به زبان‌های زنده و بین‌المللی ترجمه کنند و در اختیار محققان و علاقه‌مندان در سطح جهان قرار دهند، تا آن‌جا که حتی نام بسیاری از بزرگان و حکماء ما همچون ملاصدرا، علامه طباطبایی و . . . برای آنان تازگی دارد. به نظر ما بایستی بر حسب نیاز عده‌ای از فضلای حوزه برای کار متمرکز در ترجمه آثار و متون اسلامی به زبان‌های دیگر به خصوص به زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی گزینش شوند و مقدمات و آموزش‌های لازم در این زمینه را ببینند و سپس به این مهم اقدام کنند.

والسلام-8/10/1369-محسن غرویان

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی