- 1 ربيع الاول 1439 - 28 آبان 1396 - ساعت 17:21
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 20819
تعداد مشاهدات : 9294

اهمیت حاکم وحکومت از نگاه امام حسین(ع) /استادغرویان

فرهیختگان/آیت الله محسن غرویان: قال الحسین (ع):«وَ علی الاِسلامِ السَّلامُ اِذ قَد بُلِیتِ الاُمهُ براعٍ مثلِ یَزید» ترجمه: آن هنگام که امت و جامعه اسلامی گرفتار حاکمانی چونان یزید بن معاویه شود، بی شک باید با اسلام وداع گفت و امید تحقق و اجرای احکام و فرامین الهی را از دل بیرون کرد.

شرح و تفسیر
۱ در یک مقایسه و ارزیابی شاید بتوان جامعه و ابعاد مختلف آن را به پیکره و سیستم بدن انسان تشبیه کرد. هر یک از ابعاد اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، نظامی و ... در پیکر اجتماع می‌توانند نقش سیستم‌های مختلف عصبی، گوارشی و تنفسی در ارگانیسم بدن انسان را داشته باشند. با مطالعه طرز کار و مکانیسم اندام‌های مختلف بدن، خواهیم دید که «مغز» از اهمیت خاصی برخوردار است و نقش هدایت و کنترل سیستم‌های دیگر را به‌عهده دارد، به گونه‌ای که اگر اختلافی در کار مغز پیدا شود، دیگر اندام‌ها نیز کنترل و تعادل خود را از دست داده و به خوبی کار نمی‌کنند.
در پیکر اجتماع نیز که هر یک از نهادها و ارگان‌ها به منزله اعضا و اندام‌های یک پیکر به‌شمار می‌روند نهاد  حکومت و دولت، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و نقش ویژه‌ای دارد. حکومت همانند مغز، نقش هدایت و کنترل ابعاد و سیستم‌های مختلف اجتماع را به‌عهده دارد. اینجاست که کوچک‌ترین نقص و ضعف در سیستم حکومتی، در تمامی جوانب و ابعاد دیگر جامعه تاثیر گذاشته و آنها را نیز دچار اختلال و نابسامانی خواهد کرد.
از این رو در فرهنگ اسلامی، مساله حکومت و زمامداری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به‌حدی که حکومت و ولایت به منزله پایه و اساسی تلقی شده که دیگر نظامات دینی بر آن مبتنی است و بدون آن، تحقق و اجرای هیچ یک از احکام و فرامین اجتماعی اسلام ممکن نیست.* با توجه به آنچه گذشت، معنا و مفهوم کلام امام حسین‌(ع) روشن می‌شود که به‌راستی اگر نظام رهبری و حکومت اسلامی دچار اختلاف و ضعف و انحراف شود، دیگر هیچ‌یک از احکام و تعالیم آسمانی، آنچنان که باید و شاید در جامعه تحقق نخواهد یافت. پس در حکومت طاغوت‌هایی چونان یزید، باید اسلام را وداع گفت و انتظار آن را نیز از دل بیرون کرد.
۲ کسب قدرت و حکومت در یک جامعه ممکن است به دو گونه صورت گیرد:


الف: تحمیلی و زورمندانه.
ب: با رضایت مردم.


در صورت نخست، گروهی اندک اما قدرتمند که گاه دارای افکار و آرمان‌هایی خلاف خواست و میل اکثریت جامعه هستند، با زور و اسلحه، حکومت قبلی جامعه را ساقط کرده و خود امور حکومت و قدرت را به دست می‌گیرند که این نوع به قدرت رسیدن را باید درواقع «کودتا» نامید، نه انقلاب و حرکت مکتبی و اجتماعی! در مقابل، گاه حرکت و انقلابی در اکثریت جامعه پیدا شده و پس از مبارزات و درگیری‌های سخت و متمادی با رژیم حاکم و جائر، با رضایت و اختیار خویش، گروهی را برای اداره و کنترل امور جامعه برمی‌گزینند؛ اینجاست که می‌توان گفت در پرتو یک حرکت و انقلاب اجتماعی، حکومتی واقعی و مردمی بر سر کار آمده و قدرت را به دست گرفته است. در تاریخ اسلام، غالبا حاکمان ظالم و بیدادگر بدون توجه به خواست و اراده مسلمانان، قدرت را به دست گرفته، از منصب حکومت، به‌عنوان ابزاری برای تامین امیال شخصی و غرایز نفسانی خویش استفاده کرده‌اند. در هیچ‌یک از این ادوار سیاه تاریخی نمی‌توان گفت که حقیقتا اراده و انتخاب مردم نقشی در تعیین حکومت و دولت داشته است. از مصادیق بارز و نمونه‌های آشکار چنین حاکمان غاصب و بیدادگر در طول تاریخ اسلام، یزیدبن معاویه است که سمبل ظلم، چپاول، عیاشی و و عشرت‌طلبی است. امام حسین(ع) در کلام خود، با به‌کارگرفتن کلمه «بُلِیت» به دو نکته لطیف اشاره می‌فرمایند:از آنجا که این واژه، به معنای «گرفتارشدن» و «مبتلاگشتن به بلا» است، بنابراین حاکی از این است که حکومت و فرمانروایی کسی همچون یزید، از دیدگاه امام‌ حسین(ع) جز یک بلا و مصیبت، نیست.
نکته دوم این است که حضرت با به‌کارگیری فعل مجهول «بُلِیت» درواقع درصدد بیان و اعلام این مطلبند که چنین حکومت‌هایی، هرگز به خواست و تمایل مردم به قدرت نمی‌رسند، بلکه امت و جامعه اسلامی تحت فشار و اجبار، اضطرارا به چنین حکومت‌ها و حاکمانی تن در می‌دهند و از ترس جان و مال و ... خویش موقتا خاموش می‌مانند. مثال: انتقال فردی از مکانی به مکان دیگر به دو‌گونه ممکن است بیان شود: گاه می‌گوییم فلانی از اینجا به آنجا رفت و گاهی می‌گوییم: فلانی از اینجا به آنجا برده شد. به‌کارگیری دو فعل یکی به‌صورت معلوم (رفت) و دیگری به‌صورت مجهول (برده شد) درواقع بیانگر این است که انتقال نخستین، حرکتی اختیاری و آزادانه به‌وسیله خود فرد است، اما انتقال دوم، به خواست و میل خود فرد نبوده، بلکه به اجبار و خواست دیگری بوده است. امام(ع) نیز با به‌کاربردن فعل مجهول «بُلیت»، غیرقانونی و تحمیلی‌بودن حکومت یزید را اعلام کرده‌ و پایمال‌شدن حقوق و خواست و اراده مردم را در آن حکومت گوشزد کرده‌اند.
۳ می‌دانیم از میان حق و باطل، حق همواره یک چهره بیش ندارد، اما باطل می‌تواند رنگ‌ها و چهره‌های مختلف به خود بگیرد. حکومت‌های باطل در طول تاریخ نیز به شکل‌ها و شیوه‌های گوناگون رخ نمایانده‌اند، اما با این وجود، می‌توان شیوه‌ها و عملکردهای خاصی را به‌عنوان ویژگی‌های عمومی آنها برشمرد: مقام‌پرستی، استکبار و خودبزرگ‌بینی، ثروت‌طلبی، عیش و عشرت، تجمل‌پرستی و خوشگذرانی و صفاتی دیگر از این دست در تمامی حکومت‌های ضدمردمی تاریخ بشر مشاهده می‌شود، و هم از این روست که می‌توان آثار شوم و مفاسد یک حکومت اینچنینی را به دیگر حکومت‌ها و رژیم‌های مشابه آن نیز تعمیم داد. حضرت امام حسین(علیه‌السلام) نیز از راه تعمیم، ‌ملاک و معیاری کلی برای همیشه تاریخ ارائه کرده و با آوردن کلمه «مثل» در کلام خود، به این نکته اشاره کرده‌اند که آنچه می‌گویم، اختصاص به حکومت یزید بن معاویه ندارد، بلکه هر حاکم و ظالم دیگری از این دست نیز، شیوه‌ای غیر این نخواهد داشت و با وجود چنین حکومت‌هایی، اسلام و احکام آسمانی هر لحظه در خطر است.

 پی نوشت:
* لَولَم یَجعَل لَهُم اِماماً قیماً حافِظاً مُستَودِعاً لَدَرَستِ المِلهُ (اگر برای امت و جامعه اسلامی زعیم و امامی وجود نداشته باشد که حافظ و نگاهبان اجرای احکام باشد، آن امت از هم‌گسیخته خواهد شد)، الامام نظام‌الدین ... (نظام و قوام دین به حاکم و امام امت اسلامی است)، ر.ک: ولایت فقیه، حضرت
امام خمینی (ره)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی